مرتضی عنابستانی - اصول موفقیت و کامیابی
سرمایه آدمی برای هر کار ذهن زیباست
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


با سلام به وبسایت رسمی شرکت آی تی مور morteziano خوش آمدید . ازاینکه لحظاتی از وقت خود را به ما اختصاص داده اید بسیار سپاسگذاریم . امید است اطلاعات موجود در این سایت برای شما دوست عزیز مفید واقع شود
morteziano@gmail.com
مرتزیانو
مرتضی عنابستانی

مدیر وبلاگ : مرتضی عنابستانی
نظرسنجی
دوست داری الان چه کسی را ببینید؟







مرد دیروقت ، خسته از كار به خانه برگشت . دم در پسر پنج ساله اش را دید كه در انتظار او بود :

- سلام بابا ! یك سئوال از شما بپرسم؟

- بله حتمأ. چه سئوالی؟

- بابا ! شما برای هرساعت كار چقدر پول می گیرید؟

مرد با نا راحتی پاسخ داد : این به تو ارتباطی ندارد . چرا چنین سئوالی می كنی؟

- فقط می خواهم بدانم.

-اگر باید بدانی ، بسیار خوب می گویم: ۲۰  دلار!

پسر كوچك در حالی كه سرش پائین بود آه كشید. بعد به مرد نگاه كرد و

گفت: میشود  ۱۰  دلار به من قرض بدهید ؟

مرد عصبانی شد و گفت : ا گر دلیلت برای پرسیدن این سئوال ، فقط این بود كه پولی برای خریدن یك اسباب بازی مزخرف از من بگیری كاملأ در اشتباهی . سریع به اطاقت برگرد و برو فكر كن كه چرا اینقدر خودخواه هستی.

من هر روز سخت كار می كنم و برای چنین رفتارهای كودكانه وقت ندارم.

پسر كوچك، آرام به اتاقش رفت و در را بست.

مرد نشست و باز هم عصبانی تر شد : چطور به خودش اجازه می دهد فقط برای گرفتن پول از من چنین سئوالاتی كند؟

بعد از حدود یك ساعت مرد آرام تر شد و فكر كرد كه شاید با پسركوچكش خیلی تند و خشن رفتار كرده است . شاید واقعآ چیزی بوده كه او برای خریدنش به  ۱۰  دلار نیاز داشته است . به خصوص اینكه خیلی كم پیش می آمد پسرك از پدرش درخواست پول كند.

مرد به سمت اتاق پسر رفت و در را باز كرد.

- خوابی پسرم ؟

- نه پدر ، بیدارم.

- من فكر كردم شاید با تو خشن رفتار كرده ام . امروز كارم سخت و طولانی بود و همه ناراحتی هایم را سر تو خالی كردم . بیا این  ۱۰  دلاری كه خواسته بودی.

پسر كوچولو نشست ، خندید و فریاد زد : متشكرم بابا ! بعد دستش را زیر بالشش برد و از آن زیر چند اسكناس مچاله شده در آورد.

مرد وقتی د ید پسر كوچولو خودش هم پول داشته ، دوباره عصبانی شد و با ناراحتی گفت : با این كه خودت پول داشتی ، چرا دوباره درخواست پول كردی؟

پسر كوچولو پاسخ داد : برای اینكه پولم كافی نبود ، ولی من حالا  ۲۰  دلار دارم. آیا می توانم یك ساعت از كار شما را بخرم تا فردا زودتر به خانه بیایید ؟ من شام خوردن با شما را خیلی دوست دارم ... !!!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
مرتضی عنابستانی
پنجشنبه 26 دی 1387
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




پیوند روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای مرتضی عنابستانی - اصول موفقیت و کامیابی محفوظ است
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات